الشيخ محمد علي الگرامي القمي

23

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

وايت هم كه در برابر راسل مىخواهد فلسفه را اهميت بدهد ، مىگويد كه علم هرچه پيش برود ، احتياج به تعميم دارد و آن بحث فلسفى است . اين مطلب را اگوست فرانسوى هم گفته است . اين‌ها همه فلسفه را مأخوذ از علم مىدانند و فايده آن را فقط تعيمم دادن به مباحث علوم تجربى مىدانند . فيليسين شاله اين جمله را از اگوست كنت نقل مىكند كه فلسفه‌ى قديم در عين اين كه مولود وهم و خيال است ، اين حسن را داشت كه كلى بود و نظريه جامعى راجع به جهان داشت و احتياج ذهن بشر را از اين راه برمىآورد . اين جمله از اين نظر كه فلسفه را منحصر به تعميم دادن مباحث علمى ندانسته ، صحيح است . ليكن از اين نظر كه فلسفه را مولود وهم و خيال مىداند پيداست كه گوينده‌ى آن براهين امور عامه‌ى فلسفه را درك نكرده و يا فلسفه را تنها از ديده‌ى مباحث طبيعيات فلسفه نگريسته است . تعريف‌هاى شماره‌هاى 23 و 22 و 20 و 19 و 17 و 6 نيز هر كدام از نقص دريافت تعريف كنندگان اين علم حكايت دارد . فرانسيس بيكن فرانسوى فلسفه را بر اساس قواى ادراكى انسان تقسيم كرده و چنين گفته است چون انسان سه قوّه ذهنيه دارد : حافظه و متخيله و عقل ، پس علوم سه دسته‌اند : تاريخ براى حافظه ، كه آن هم به تاريخ مدنى و تاريخ طبيعى تقسيم مىشود . شعر از متخيله ( كه به منظوم و غير منظوم تقسيم مىشود ) ، و فلسفه از عقل است كه سه موضوع دارد : خدا و طبيعت و انسان . به هر حال از آن‌چه گذشت به‌خوبى دريافت مىشود كه فلسفه‌اى كه مورد نظر ماست ( و از اول هم همين بوده و تنها نزد عده‌اى به انحراف و